چندی پیش رئیس فدراسیون فوتبال در مصاحبهای اعلام کرد جوانگرایی در اردوهای بعدی تیم ملی بهصورت ویژه اتفاق خواهد افتاد؛ وعدهای که سالهاست از سوی دستاندرکاران تیم ملی شنیده میشود و درباره تحقق آن، قضاوت را به شما واگذار میکنیم.
اما در واکنش به اظهارات آقای تاج، امیر قلعهنویی هم موضعی مبهم گرفت: «ما در تیم ملی تغییر نسل دادهایم، حالا در ادامه بازیکنان جوان هم دعوت میشوند…»
ملاحظه میفرمایید! آنچه طی چهار سال گذشته در تیم ملی، از جام ملتهای ۲۰۲۳ قطر تا پس از جام جهانی ۲۰۲۶، دیدهایم، ظاهراً تغییر نسل بوده و تمام مناقشههای پیرامون این موضوع هم احتمالاً چیزی جز کجفهمی منتقدان نیست!
در هر حال، تغییر نسل یا حضور بازیکنان جوان در تیم ملی، با حرف و وعده اتفاق نمیافتد. تغییر نسل، حکایتی عملی و حاصل فعلوانفعالات واقعی است؛ نه مفهومی انتزاعی که بتوان آن را در مصاحبهها به تصویر کشید. قرار است روی زمین راه برویم و با واقعیتها مواجه شویم؛ وگرنه میتوانیم بخوابیم و رؤیای حضور در کره مریخ را ببینیم! در چنین شرایطی، وعده و وعیدها هم بیش از پیش رنگوبوی انتزاعی به خود خواهند گرفت.
جوانگرایی یا تغییر نسل، یعنی آنچه در فوتبال پرتغال مشاهده میکنیم؛ جایی که بهسادگی از نام کریستیانو رونالدو عبور میکنند. رونالدو هم که ظاهراً از قبل میدانست در تیم ملی به نیمکتنشینی محض تبدیل خواهد شد، برای خداحافظی پیشدستی کرد و عطای حضور در تیم ملی را به لقایش بخشید.
جوانگرایی وعده ناهار و شام نیست که بر سر بودن یا نبودنش چکوچانه بزنیم. تغییر نسل در تیم ملی، یک تصمیم و اقدام عملی است؛ ماجرای رونالدو و پرتغال، مفهوم تغییر نسل را به سادهترین شکل ممکن برای همه ترسیم میکند.
بیشتر بخوانید: شکستن شاخ غول با یک مثال از آنچلوتی!
