هر چقدر همه بخواهند قید حاشیههای علیرضا بیرانوند را بزنند و برای مدتی هم که شده او را فراموش کنند، باز خودش نمیگذارد! بیرانوند که این ماهها با مسئله سربازی در صدر حواشی فوتبالی بود و این چند وقت، آنقدر تمرکز نداشته که حتی جایگاهش در تیم ملی را هم از دست داد، بالاخره از اول آبان به خدمت سربازی رفت و عکسهایش را با این لباس مقدس منتشر کرد.
از اول همه می گفتند چون بیرانوند دور رفت از دروازه تراکتور دفاع کرده، شانسی برای بازی در فجر سپاسی تا نیم فصل ندارد. با این وجود، جمعه ۱۵ آبان هیچکس نفهمید که چرا بازیکنان و مربیان فجر سپاسی بحث مصدومیت بیرانوند را پس از پیروزی مقابل پرسپولیس پیش کشیدند تا حلاوت این ۳ امتیاز پشت حواشی او بماند! و البته که خود بیرانوند نیز ویدیویی از تمریناتش در کمپ تیم ملی را منتشر کرده بود!
طبعاً این تناقض به وجود آمد که او اگر مصدوم است، چطور تمرین می کند و اگر به سربازی رفته و در اختیار باشگاه فجر سپاسی است، -چه به دلیل مصدومیت و چه به دلیل نداشتن کارت بازی به هر دلیل دیگر که نمیتواند همراه تیم باشد- چرا مثل سایر بازماندگانی که در هر سفر در خانه میمانند، در شیراز نیست و در کمپ تیم ملی تمرین میکند؟
حالا شاید برخی بگویند او به عنوان یک ملیپوش تحت برنامههای مربیان تیم ملی خودش را آماده میکند اما مگر فقط در فوتبال، ما بازیکن ملی پوش داریم؟ و مگر فقط بیرانوند ملی پوش و سرباز است؟ قبلا یا همین الان، سرباز ملی پوش در فوتبال یا سایر رشته ها نداشتیم؟
صبح همین جمعه فردین هدایتی مهمان یک برنامه تلویزیونی بود و اتفاقاً این جوان رعنا که بعد از قهرمانی با اقتدار در دنیا، نوع زندگیش در دل طبیعت به شدت به چشم آمد، در مورد سربازی هم حرف زد. همزمانی این اتفاقات بار دیگر توجهات را به این تبعیض آشکار جلب کرد که چرا باید فوتبالیها در همه چیز تافته جدا بافته باشند؟ این قبول که بعد اجتماعی فوتبال با هیچ ورزشی قابل مقایسه نیست اما به اندازه کافی بابت همین تفاوت رانت دارند، فوتبالیستها ۱۰۰۰ برابر سایر ورزشکاران درآمد و شهرت دارند و دیگر در مورد قوانین عمومی، لازم نیست به آنها رانت ویژه بدهیم!
حالا باز اگر بازیکنان یک تیم فوتبال، افتخاری برای کشور خود بیاورند یا مثلاً یک بازیکن به صورت انفرادی، جایزهای با ارزش مثل توپ طلا بیاورد، باز میگوییم او به خاطر افتخارآفرینی برای کشور شایسته برخی امتیازات ویژه است. اما در کشوری که کشتیگیرانش بدون ادعا مثل مردم عادی به سربازی میروند و کار میکنند و همزمان به تمرین و تحصیل ادامه میدهند، آنها که در رشته خود یک سال زحمت میکشند تا یک روز نتیجه بگیرند و با یک اشتباه، تمام زحمات یک ساله آنها به باد میرود، چرا باید برای فوتبالیستهایی که بعد از یک دهه حضور در تیم ملی سادهترین و کمترین دستاوردی نداشتهاند، این همه امتیاز وجود داشته باشد؟!
باز اگر به تمام قهرمانان ملی در همه رشتهها این امتیاز داده میشد، بحثی نبود. اما چرا باید به فوتبال که هیچ دستاوردی ندارد، همه چیز میدهیم اما کشتیگیری که قهرمان جهان شده هم سربازی میرود و هم کار میکند، تازه بعد از مدال نقره و برنز شرمنده مردم است و تنها با طلا می تواند پاداشی بگیرد که نهایتاً بتواند آپارتمانی کوچک خریده و یک ماشین ایرانی سوار شود یا در اداره ای استخدام و دغدغه معاش -در حد افراد عادی با حقوق کارمندی- نداشته باشد! اما مگر همه قهرمان جهان میشوند؟
در فوتبال، همه اعضای یک تیم -هر سال و بدون توجه به کارنامه سال قبل یا آمادگی کافی- دستمزد میلیاردی هر ساله میگیرند. خیلی ها اصلا بازی نمی کنند، یا اگر بازی کنند، کار خاصی مثل گلزنی و گلسازی در کارنامه ندارند. اما پولشان را کامل می گیرنر و بابت هر کار ویژه جداگانه آپشن دارند! بعد هر برد هم پاداش چند ده میلیونی دارند و بعد هر اشتباه، فرصت هفته و بازی بعد برای جبران، اما کشتی در یک لحظه با اولین اشتباه، تمام زحمات یکساله به باد می رود. کامران قاسمپور را ببینید!
همین امسال کشتی فرنگی ما ۴ قهرمان جهان داشت و کشتی آزاد دو نفر، یعنی فقط ۶ نفر شانس دریافت پاداشهای میلیاردی دارند. در همین تیم کسانی بودند که سال قبل یا سالهای قبل قهرمان جهان شده بودند اما به مدال نرسیدند یا طلا نگرفتند که میدانیم از رسیدن به این پاداش محروم میشوند. معلوم هم نیست سال بعد اصلاً به تیم ملی و مسابقات جهانی برسند؟ و اگر برسند مدال بگیرند یا نه!
اما فوتبالیستها هر سال قرارداد امضا میکنند و بدون هیچ افتخار ملی یا بین المللی، هر سال دستمزدشان چند برابر می شود! دیگر لازم نیست آنها را از رعایت قوانین اجتماعی هم معاف کنیم. واقعا که در دنیای بیرحمی زندگی میکنیم!
شاید ندیده باشید: ویدیو| یک بام و دو هوای بیرانوند در سربازی
