مثل همیشه رفتم سراغ سایتها و کانالهای مختلف تا خبر و سوژههای جدید رو پیدا کنم و متن امروز رو بنویسم ولی، چون همهشون فیلتر بودن، مجبور شدم از فیلترشکن استفاده کنم. فیلترشکن اول رو زدم ولی به سرور وصل نشد، دومی و سومی هم همینطور، فکر کردم مشکل از وایفای خونه باشه، پس وایفای رو خاموش کردم و به جاش از اینترنت سیمکارتم استفاده کردم. از اونجایی که توی خونه ما اینترنت آنتن نمیده، مجبور شدم از خونه بزنم بیرون. توی کوچه خبری از آنتن نبود، رفتم سر کوچه! آنتن اومد. فیلترشکن رو روشن کردم. خبرها رو خوندم و شروع کردم به نوشتن که... که یه موتوری با معرفت وقتی دید سرم تو گوشیه و سخت مشغولِ کارم اومد و گوشی رو از دستم زد تا زحمت نوشتن متن رو بر عهده بگیره! البته فقط برای امروز! چون از فردا خودِ نویسنده یه گوشی جدید میخره و دوباره براتون مینویسه! اگر هم با این اوضاع اقتصادی پولش نرسید گوشی بخره، باید روشش رو عوض کنه! مثلاً روی کاغذ مطالبش رو بنویسه و پست کنه روزنامه! البته این روزا کاغذ هم گیر نمیاد! پس شاید روی پوست مطالبش رو بنویسه! یا شاید نویسنده زنگ بزنه به سردبیر که بره روی پشت بوم روزنامه، تا مثل سرخپوستا با دود و آتیش، مطالب رو بهش برسونه... به هر حال روشش به من ربطی نداره... من هم گوشیش رو پس نمیدم! اون خودش نویسندهاس خودشم راهش رو پیدا میکنه! من فقط یه موتوری سادهام که امروز واسه اینکه متن نصفه نمونه، دست به قلم شدم! الانم باس برم گوشی رو آب کنم... بای!
۰
زمان مطالعه: ۱ دقیقه
ستون طنز روزانه میلاد سازمند در روزنامه خبرورزشی

