روزگار خوش کارلوس کیروش با انتخابش به عنوان سرمربی «غنا» آغاز شد؛ او دوباره به جامجهانی رسید تا ثابت کند برخلاف ادعای منتقدان وطنی، هنوز هم در بازار جهانی فوتبال یک «برند» است. اما در سوی دیگر، فوتبال ایران در برزخی از روزهای نامعلوم دستوپا میزند. در لحظاتی که کیروش با حکم جدیدش رکورددار حضور در جامجهانی میشود، شاگردان او در آسیا سرنوشتی عجیب و تلخ پیدا کردهاند.
سال جدید برای علیرضا بیرانوند با گلهایی که مقابل نیجریه دریافت کرد، تلخ شروع شد؛ اما این کابوس به پیراهن ملی محدود نماند. در شب سیاه تراکتور مقابل شبابالاهلی، این یاران سابق کیروش (سردار آزمون و سعید عزتاللهی) بودند که چنان به نماینده ایران تاختند که دودش بیش از همه به چشم بیرانوند رفت و او را با یک اخراج بحثبرانگیز، از زمین بازی بیرون کشید.
وقتی کیروش در ایران بود، طیف خاصی از فوتبالیها (که حالا برخی از آنها خودشان سکاندار شدهاند) با انتقادهایی وحشتناک، او را چهرهای مینامیدند که جز ایران، در هیچکجای دنیا خواهان ندارد. اما حقیقت تاریخ متفاوت ورق خورد؛ کیروش پس از ایران، نیمکتهای متعددی را تجربه کرد و حالا دوباره مسافر جامجهانی است، اما منتقدانش همچنان درگیر معادلات ابتدایی فوتبال هستند.

اما تلخی بیپایان ماجرا اینجاست: تیم ملی ما هنوز هم با ریههای «پسران کیروش» نفس میکشد؛ همان نسلی که او با وسواس ساخت و هنوز هم در آستانه میانسالی، امید اول و آخر این فوتبال خسته هستند.
واقعیت این است که این نسل طلایی، حالا در سراشیبی سن و سال، آرامآرام در حال فرسوده شدن است و غمانگیزتر آنکه، هنوز هیچ جانشینی برای خود نمیبیند. ما با تیمی روبهرو هستیم که میراثدار ندارد؛ نسلی که در تنهایی خود قد کشیده و حالا در سالهای پایانی، با نگاهی نگران به پشت سر، هنوز یاران پس از خود را نمیشناسد...
بیشتر بخوانید: کیروش رکوردشکن؛ غنا به تاریخسازی سرمربی سابق تیم ملی کمک کرد


