لیگ برتر حرفهای، پنجمین دوره برگزاری مسابقات لیگ در تاریخ فوتبال ایران است. دوره بیست و پنجم این عنوان، در حقیقت چهل و چهارمین فصل برگزاری لیگ در سطح اول باشگاهی ایران است. لیگ به معنای واقعی که در آن باشگاهها -نه تیمهای منتخب استانی- با یکدیگر رفت و برگشت به صورت میزبان و میهمان -نه به صورت کلونی و مجتمع- روبرو شوند و به شکل مسابقات حذفی فینال و خروج از فصل ندارد.
لیگ برتر، لیگ پنجم
فوتبال در ایران یک ورزش وارداتی است. از ابتدای قرن قبل، تیمهای باشگاهی ابتدا در کلان شهرها و سپس جای جای کشور به وجود آمدند اما مسابقات لیگ با مفهوم و استاندارد بینالمللی در ایران، با عنوان لیگ منطقهای یا ایران از سال ۱۳۴۹ آغاز شد. مسابقاتی که دو فصل به طول انجامید و سپس جای خود را به لیگ تخت جمشید داد. لیگی که ۶ دوره تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی برگزار شد.
بعد از پیروزی انقلاب لیگ قدس ابتدا به صورت کلونی استانی برگزار شد و سپس از سال ۱۳۶۸ برای یک دوره به صورت باشگاهی با استاندارد لیگ برگزار شد. از سال ۱۳۷۰ لیگ سطح اول ایران با عنوان آزادگان آغاز شد که بعد از ۱۰ دوره و یک دهه، جای خود را از سال ۱۳۸۰ به لیگ برتر حرفهای با عنوان خلیج فارس داد.
یعنی ۲ فصل لیگ ایران، ۶ فصل لیگ تخت جمشید، یک فصل لیگ قدس، ۱۰ فصل لیگ آزادگان و ۲۴ فصل لیگ برتر حرفهای داشتهایم که دوره ۲۵ آن در پایان هفته ۲۳ متوقف شد. در این ۴۴ دوره برگزاری لیگ در ایران اتفاقات زیادی افتاده که میتوان به لیگ در ایران، لقب خاصترین در دنیا را داد!
اول اقدام بعد بررسی!
دو دوره نخست لیگ ایران در ایران با نام منطقهای یا ایران با شرکت ۸ تیم برگزار شد، با این تفاوت که دوره اول در دو گروه و دوره دوم در یک گروه تیمها مسابقه دادند.
وقتی در سال ۱۳۵۰ دوره دوم با قهرمانی پرسپولیس به پایان رسید، مسئولان وقت فدراسیون فوتبال برای حدود ۱۸ ماه لیگ را تعطیل کردند تا با بررسی نقاط ضعف برگزاری دو دوره اول و با مطالعه ۹ ماهه روی لیگهای سطح اول دنیا، بنای لیگ تخت جمشید را بگذارند.
وقتی طوفان انقلاب، طومار لیگ را در هم پیچید
لیگ تخت جمشید ۵ دوره به صورت کامل برگزار شده بود که دوره ششم از سال ۱۳۵۶ استارت خورد. علاوه بر استقلال و پرسپولیس به عنوان مدعیان همیشگی، پاس مدافع دو دوره متوالی قهرمانی بود و شهباز که از خرابههای شاهین بزرگ برخاسته بود، با خریدهای پر سر و صدا و به قول امروزیها بمب، تنور رقابت را داغ کرده بودند.
تا اینکه بعد کشتار میدان ژاله در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ و در حالی که ۱۳ هفته از لیگ ششم تخت جمشید گذشته و شهباز در صدر جدول بود و حسین فلکی با ۷ گل در صدر گلزنان، فوتبالیستها نیز به صفوف مردم پیوسته و عملاً مسابقات فوتبال تعطیل شد.
اولین لیگ دو ساله!
تعطیلی لیگ تا ۱۱ سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. در سالهای ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ دو دوره لیگ قدس به صورت استانی برگزار شد که زیربنایی بود برای طلوع دوباره لیگ در ایران، اولین دوره سال ۱۳۶۸ استارت خورد که در سال ۱۳۷۰ به پایان راه خود رسید تا باز هم رکوردی دیگر به نام ایران ثبت شود.
رکورد سردرگمی در کتاب گینس
اگر در دهه ۶۰ فوتبال تابعی از متغیرهای اجتماعی مثل دفاع مقدس بود که تغییرات و عدم ثبات در مدیریت فدراسیون را به نوعی توجیه میکرد، در دهه ۷۰ با سرمایهگذاریهای کلان به نسبت آن زمان، دیگر هیچ توجیهی برای آن همه جابجایی در فدراسیون فوتبال و زیر مجموعههای این رشته ورزشی وجود نداشت.
با این وجود اوج تغییرات را که تا همین امروز در هیچ کجای دنیا تکرار نشده، در دهه ۷۰ و ۱۰ دوره برگزاری لیگ آزادگان شاهد بودیم. فقط تعداد تیمها ۴ بار تغییر کرد؛ از ۲۲ تیم در تنها فصل عمر لیگ قدس، رسیدیم به ۱۲ تیم در شروع لیگ آزادگان، فصل دوم با ۱۶ تیم برگزار شد، فصل سوم با ۱۴ و فصل چهارم با ۲۴ تیم! سپس ۴ فصل متوالی ثبات نسبی با ۱۶ تیم را شاهد بودیم و در نهایت فصل نهم با ۱۴ و فصل دهم با فقط ۱۲ تیم لیگ آزادگان را به ایستگاه پایانی رساندند!
در این ۱۰ دوره ۲ بار مسابقات لیگ به صورت دو گروهی برگزار شد که عملاً نیمه نهایی و فینال داشت! اتفاقی که در هیچ جای دنیا نمیافتد اما هر رئیسی که میآمد، بدون توجه به تجربیات قبلی فرمول خودش را ارائه میداد که باعث شد بارها بین لیگ دو گروهی و یک گروهی در رفت و آمد و برای خوشایند هر کس تعداد تیمها تغییر میکرد!
رکورد تاریخی پرسپولیس
پرسپولیس در ادوار پنجم و ششم لیگ آزادگان قهرمان بلامنازع ایران بود. فصل هفتم لیگ آزادگان در سال ۱۳۷۶ آغاز و سال ۱۳۷۷ باید به پایان میرسید. مسابقاتی که همزمان شد با مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه که نسل طلایی یک رکورد جهانی در این مسیر به نام خود ثبت کرد.
ایران تنها تیمی بود که برای کسب آخرین بلیط جام جهانی یعنی سهمیه سی و دوم در فرانسه ۱۷ مسابقه برگزار کرد؛ ۶ بازی در مقدماتی اول، ۸ بازی در مقدماتی نهایی قاره آسیا در گروه خود، سپس پلی آف با ژاپن برای سهمیه سوم آسیا و در نهایت دو بازی رفت و برگشت با استرالیا در پلی آف دو قاره که ۸ آذر ۷۶ به آن حماسه و صعود ایران منجر شد.
اما طولانی شدن این مسیر باعث تحت الشعاع قرار گرفتن لیگ در ایران شد. پرسپولیس در آن مقطع ۱۳ ملی پوش داشت -یعنی حتی ذخیرههای این تیم هم در تیم ملی بودند- که همین موضوع باعث میشد مدام بازیهای این تیم عقب بیفتد. در نهایت به جایی رسیدیم که وقتی استقلال ۱۵ بازی برگزار کرده بود، پرسپولیس فقط ۴ بازی در جدول داشت!
در نتیجه از جایی به بعد مسئولان فدراسیون مدافع دو دوره قهرمانی را از لیگ کنار گذاشتند تا فصل با ۱۵ تیم به پایان خود رسیده و قهرمانی به استقلال برسد. از قدرت پرسپولیس در آن سالها همین بس که وقتی از لیگ هشتم پرسپولیس به جدول برگشت، دوباره ۲ دوره با اقتدار قهرمان شد، یعنی رکورد ۵ قهرمانی متوالی برای قرمزها باید در دهه ۷۰ به ثبت میرسید!
شروعی قبل از پایان!
باورش برای نسل امروزی سخت است اما حقیقت دارد! یک دربی در سال ۱۳۷۶ و در تیر ماه در حالی برگزار و به برتری سه بر صفر پرسپولیس انجامید که قهرمانی قرمزها مدتها قبل از این مسابقه مسجل و فصل بعدی لیگ در ایران استارت خورده بود!
پرسپولیس در لیگ ششم آزادگان در فصل ۱۳۷۵- ۱۳۷۶ با استانکو پابلوکوویچ قهرمانی را جشن گرفت و مربی کروات از ایران رفت. وقتی فصل هفتم لیگ آزادگان در تابستان آغاز شد هنوز دربی برگشت فصل قبل برگزار نشده بود! مت کوویچ آمد و رفت تا حمید درخشان به عنوان سرمربی، دوباره روی نیمکت قرمزها نشسته و در حالی که لیگ هفتم آغاز شده بود، دربی برگشت لیگ ششم را با سه گل بزیک، مهدوی کیا و طاهرزاده از استقلال برد. اتفاقی که در تاریخ فوتبال جهان تا همین امروز سابقه ندارد!
وعده، بمبهای عمل نکرده در فوتبال
فصل دهم لیگ آزادگان با قهرمانی استقلال در بهار ۱۳۸۰ به پایان رسید. صفای فراهانی رئیس وقت فدراسیون، طبق برنامه ۴ سالهای که از قبل اعلام کرده بود، با اعلام شروع لیگ برتر حرفهای از پاییز ۱۳۸۰ تعداد تیمها را از ۱۲ به ۱۴ افزایش داد، با این التیماتوم که این ۱۴ تیم تنها ۳ فصل فرصت دارند تمام الزامات باشگاه داری حرفهای را ایجاد کنند.
آن زمان رسماً اعلام شد که بعد از سه فصل این ۱۴ تیم باید همگی ورزشگاه اختصاصی داشته و صاحب کمپهای تمرینی و قراردادهای حرفهای شده باشند. تیمهایی که از لیگ آزادگان یا سطح دوم بالا میآیند نیز باید مجوز باشگاه داری حرفهای را کسب کنند وگرنه صعود آنها بی فایده خواهد بود.
صفایی فراهانی تابستان ۸۱ استعفا داد و رفت و جانشینان او تمام این وعدهها را به بایگانی سپرده و نشان به آن نشان که هنوز هم بعد از گذشت بیش از دو دهه، تمام آن وعدهها مثل بمبهای عمل نکرده کماکان وجود دارند و طی سالهای اخیر استقلال از حضور در رقابتهای آسیایی به دلیل نداشتن مجوز حرفهای باز ماند!
از تغییر قهرمان در روز آخر تا عذرخواهی تاج!
اتفاقی که در فصل اول لیگ برتر حرفهای افتاد، تبدیل به سنگ بنایی شد که بعدها بارها تکرار شد. ۷ خرداد ۱۳۸۱ استقلال در انزلی با یک مساوی هم قهرمان می شد و در بازی همزمان، پرسپولیس در ورزشگاه آزادی باید فجر سپاسی را می برد و امیدوار به شکار آبی ها توسط قوی سپید می ماند.
اتفاقی که با گل بابک پورغلامی در انزلی در دقیقه ۳۱ و این طرف در آزادی، با گل ابراهیم اسدی دقیقه ۶۷ رخ داد تا هیجان در فوتبال به اوج خود برسد. این حساسیت تا آن روز در فوتبال ایران سابقه نداشت، اما ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در روز آخر لیگ هفتم به شکلی به مراتب جذابتر تکرار شد. از پرسپولیس ۶ و از سپاهان ۵ امتیاز توسط فیفا کسر شده بود اما در دیداری فینال گونه فقط این دو تیم روز آخر شانس قهرمانی داشتند.
سپاهان با یک مساوی هم در تهران قهرمان میشد اما سعید مظفریزاده ۷ دقیقه وقت اضافه گرفت و پرسپولیس توسط سپهر حیدری به گل قهرمانی رسید تا جام را بالای سر ببرد. روز آخر لیگ چهاردهم ماجرا به شکلی دیگر تکرار شد، تراکتور در مقابل نفت بازی ۳-۱ برده را در نهایت ۳-۳ مساوی کرد. تبریزیها به میدان ریخته و جشن قهرمانی برپا کردند، اما دقایقی بعد خبر رسید که در اصفهان سپاهان با دو گل برده و قهرمان شده است. آن فصل استقلال هم روز آخر شانس قهرمانی داشت.
در لیگ ۲۳ استقلال جواد نکونام که تا ۳ هفته به پایان صدرنشین بود، روز آخر قهرمانی را به پرسپولیس با تک گل گولسیانی واگذار کرد که بعدها مهدی تاج به عنوان رئیس فدراسیون، بابت آفساید بودن این گل و اشتباه داوری عذرخواهی کرد!
ورزشگاه خالی و داور خارجی، نوبرانه های شنا خلاف جهت آب!
زمانی که کشورهای عربی در ۴ گوشه هر ورزشگاه فوتبال اتومبیل آخرین مدل میگذاشتند تا به قید قرعه به تماشاگران اهدا شود، فوتبال ایران بدون هیچ تبلیغاتی آنقدر تماشاگر داشت که هزاران نفر پشت در ورزشگاهها میماندند. در دربی تاریخی سال ۶۲ بدون وجود لیگ، حتی روی نورافکنها نیز مردم نشسته بودند که با خواهش علی پروین و ناصر حجازی -به عنوان دو کاپیتان محبوب دو تیم- پایین آمدند تا بازی برگزار شود.
اما در دربی ۳۰ دی ماه سال ۷۳ و در نیمه نهایی لیگ چهارم آزادگان، اتفاقی افتاد که باعث وقوع چند اتفاق بهدی برای نخستین بار در لیگ شد. به دلیل اشتباهات عجیب و غریب مسئولان وقت فدراسیون و سوپرجام من درآوردی سال ۷۲ استقلال به لیگ دسته سوم آزادگان سقوط کرد تا فوتبال دوستان بیش از دو سال منتظر دربی بمانند.
آن روز پرسپولیس بازی ۲-۰ برده را در دقایق آخر ۲-۲ مساوی کرد و دعوای قلعه نویی و محرمی جرقهای بود تا تماشاگران به زمین بریزند. همان شب (!) استقلال با حکم انضباطی ۳-۰ برنده و ۶ بازیکن قرمزها محروم شدند تا بازی برگشت در ۷ بهمن، منجر به چند نوبرانه شود؛ پس از آن برای ۱۴ سال دیگر داور ایرانی در دربی سوت نزد، برای نخستین بار دربی از تهران خارج و در ورزشگاه آزادی بندرعباس برگزار شد، آن هم بدون حضور تماشاگران!
این بدعت -که میشود مسابقات فوتبال را بدون تماشاگر برگزار کرد- بعدها مستمسکی دست مسئولان فدراسیون داد تا به هر بهانه مسابقات را بدون تماشاگر برگزار کنند. به گونهای که در برخی فصول اخیر، تا یک چهارم بازیها در تمام ورزشگاههای کشور بدون حضور تماشاگران برگزار شده و هنوز هم در ورزشگاه دستگردی تهران، تماشاگران اجازه حضور ندارند. یعنی فوتبال، بدون صاحبان واقعی فوتبال!
عدالت با دخالت سیاست!
فصل ۸۴-۸۵ اتفاقی تلخ در دوره ریاست محمد دادکان رخ داد. ماجرا از یک دیدار لیگ آزادگان استارت خورد، نتیجه ای عجیب که باعث صعود راه آهن به لیگ برتر -بجای صنعت نفت آبادان- شد. پس از آن افشاگریهای زیادی صورت گرفت که در نهایت به اعتراف مسئولان وقت تیمها رسید و محرز شد آن نتیجه تبانی بوده است.
صنعت نفت که مغبون متجرا بود، وقتی از شکایت خود در فدراسیون فوتبال به نتیجه نرسید، پرونده را به دیوان عدالت اداری برد و حکم آنها نیز دادن حق به حقدار و برقراری عدالت بود، این که تیم آبادانی باید به لیگ برتر بیاید اما فدراسیون دادکان زیر بار نرفت!
خرداد ۸۵ دادکان بعد جام جهانی برکنار و فیفا به دلیل دخالت سیاست در فوتبال، ایران را تعلیق و کمیته انتقالی برای تغییر اساسنامه تشکیل شد.
به این ترتیب برای اولین بار در دنیا یک تیم با در دست داشتن مجوز حضور در لیگ برتر، فصل ۸۵-۸۶ دوباره در لیگ آزادگان بازی کرد، با این تضمین که با هر نتیجه، از فصل بعد به حق خود برسد!
فصل ۷ لیگ برتر فدراسیون فوتبال مجبور شد برای پذیرش صنعت نفت در کنار دو تیمی که به صورت نرمال و طبیعی مجوز صعود از لیگ آزادگان گرفتهاند، تعداد تیمها را از ۱۶ به ۱۸ افزایش دهد!
سونامی کرونا
این یکی را همه خیلی خوب به خاطر دارند. در حالی که از دی ماه سال ۱۳۹۸ جهان گرفتار بیماری واگیردار سراسری با نام کرونا شده بود، در ایران تا اسفند ماه لیگ نوزدهم روال عادی خود را طی میکرد تا اینکه سونامی این ویروس آزمایشگاهی به کشور ما هم رسید و فوتبال را هم به محاق تعطیلی برد.
سرانجام چند ماه بعد مسئولان در ورزشگاههای بدون تماشاگر فصل را به پایان رسانده و لیگ بیستم با تاخیری نسبت به همیشه، آغاز شد. اتفاقی که قرار است در این فصل نیز به دلیلی دیگر تکرار شود که همه امیدواریم این تعطیلی، به اندازه آن تعطیلی طولانی نباشد.
تاثیر متقابل فوتبال و جنگ روی یکدیگر
با شروع جنگ در اوکراین، لیگ فوتبال این کشور تعطیل شد و دیدیم که فیفا به بازیکنان خارجی شاغل در این لیگ اجازه داد به تیمهای دیگر بپیوندند، از جمله شهاب زاهدی که راهی مجارستان شد.
جنگ پیش از این نیز در کشورهای دیگر باعث تعطیلی فوتبال شده بود، اما برعکس، مواقعی هم فوتبال باعث آتش بس و تعطیلی جنگ شده است! نزدیک ترین گزینه به زمان فعلی، در سالهای جنگ داخلی پرو است که برگزاری یک مسابقه فوتبال، باعث اعلام آتش بس بین تمام نیروهای درگیر شد!
این بار اما جنگ تحمیلی سوم به ایران، باعث تعطیلی لیگ بیست و پنجم شد. در حالی که در اسفند ماه ۱۴۰۴ دیدارهای هفته ۲۳ برگزار و برنامه دیدارهای معوقه نیز اعلام شده بود، با تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به کشورمان، فوتبال و لیگ برتر نیز تعطیل و هنوز هم این وقفه در اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ادامه دارد.
هیچکس نمیتواند آینده را پیش بینی کند اما فعلاً بنا بر این است که مسابقات باقیمانده لیگ در فصل بیست و پنجم، پس از پایان حضور ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ آمریکا برگزار شود. حال اگر بازیها به شکل مجتمع و فشرده در یک شهر باشد، باز اتفاقی نوبرانه خواهد بود که کلکسیون وقایع خاص را در لیگ ما کامل می کند. آن هم در حالی که هنوز معلوم نیست تیم ملی به جام جهانی خواهد رفت یا نه و اگر برود، مثل ۶ حضور قبلی پس از ۳ بازی دور مقدماتی به خانه برمیگردد یا قول تاج و قلعهنویی برای صعود به دور حذفی عملی خواهد شد!؟
در نهایت، با مروری اجمالی بر اتفاقاتی که در تاریخ عمر ۵۶ ساله لیگ در ایران رخ داده، میتوان به این نتیجه رسید که ما خاصترین لیگ دنیا را داریم و کلکسیون تجربههایمان در حالات و اتفاقات گوناگون کامل است!
بیشتر بخوانید: کاپیتان استقلال: به ایرانی بودنم افتخار میکنم | قهرمانان اصلی مردمی هستند که...


