آرسنال بالاخره میتواند دکمه ریست را فشار دهد و همهچیز را از صفر شروع کند. پس از ۸,۰۶۰ روز، توپچیها دوباره قهرمان لیگ برتر شدهاند و تیم میکل آرتتا کاملاً شایستگی آن را داشت که بهعنوان بهترین تیم کشور جام را بالای سر ببرد.
آیا آنها تماشاییترین تیم بودند؟ شاید نه. زیباترین تیم از نظر سبک بازی؟ فقط اگر طرفدار آرسنال باشید. اما رقابت قهرمانی لیگ برتر هرگز مسابقه زیباییشناسی نبوده است.
پپ گواردیولا در دوران حضورش در منچسترسیتی طی ۱۰ فصل و با ۶ قهرمانی تلاش کرد این لیگ را به چنین استانداردی نزدیک کند؛ زمانی که تیمش برخی از بهترین فوتبالهای تاریخ لیگ را ارائه میداد. اما برای قهرمانی مدال اضافهای بابت زیبایی بازی نمیدهند. همه قهرمانان با یک معیار سنجیده میشوند: امتیازها. و آرسنالِ آرتتا سرانجام پس از سه نایبقهرمانی پیاپی، در صدر جدول قرار گرفت و نخستین قهرمانی خود را از زمان تیم شکستناپذیران آرسن ونگر در سال ۲۰۰۴ به دست آورد.
تیم ونگر یکی از بهترین تیمهای تاریخ لیگ برتر بود؛ ترکیبی از سرعت، تکنیک، خشونت مثبت و قدرت. اما آنها در نهایت جای خود را به چلسی ژوزه مورینیو دادند؛ تیمی کاملاً متفاوت از نظر سبک. تیم مورینیو بر قدرت فیزیکی و انسجام دفاعی تکیه داشت. این یعنی آرتتا اولین مربیای نیست که با رویکردی عملگرایانه قهرمان میشود.
پس از سه نایبقهرمانی، فشار زیادی روی آرتتا بود تا آرسنال را به تیمی برنده تبدیل کند و نشان دهد که میتواند از برچسب «تقریباً قهرمانها» عبور کند. او کاری کرد که شکست دادن آرسنال سخت باشد و تمرکز را روی اصول کلیدی دفاع و استفاده از ضربات ایستگاهی گذاشت. اگر خوب دفاع کنید و از کرنرها و ضربات آزاد گل بزنید، پایهای محکم برای هر تیم خواهید داشت؛ و آرسنالِ آرتتا دقیقاً همین کار را انجام داده است.

گاهی ترمز دستی همچنان بالا بوده است، آنها کاملاً متفاوت از پاریسنژرمن، حریف فینال لیگ قهرمانان در تاریخ ۳۰ مِی هستند، اما دوران گواردیولا در سیتی باعث شده بود تیمها فقط بابت فاز هجومیشان تحسین شوند. در حالیکه سخت گل خوردن و منظم بودن هم یک هنر است و آرسنال اکنون بهدلیل همین نظم قهرمان شده است.
آمارها خودشان گویای همه چیز هستند: آرسنال کمترین گل خورده لیگ را داشته (۲۶ گل)، بیشترین کلینشیتها (۱۹)، و بیشترین برد ۱-۰ (۸ بازی). همچنین در گلهای حاصل از ضربات ایستگاهی (۲۴) و کرنرها (۱۸) در صدر قرار دارند. از فصل ۲۰۱۲-۲۰۱۱ تاکنون، تنها تیمهای مورینیو در رئال مادرید (۳۸ گل در ۱۳-۲۰۱۲) و دیگو سیمئونه در اتلتیکومادرید (۳۷ گل در ۱۵-۲۰۱۴) در این زمینه بهتر از آرسنال بودهاند؛ تیمی که این فصل در مجموع ۳۵ گل از ضربات ایستگاهی در تمام رقابتها ثبت کرده است.
با دو بازی باقیمانده در فصل ۲۶-۲۰۲۵ (یکی مقابل کریستال پالاس در لیگ برتر و فینال لیگ قهرمانان مقابل پاریسنژرمن) آرسنال حتی ممکن است از رکورد رئال و اتلتیکو هم عبور کند.
فوتبال یک ورزش چرخهای است. دورههایی وجود دارد که تیمهای تهاجمی مسلط میشوند و دورههایی که نظم دفاعی فلسفه غالب است. گواردیولا، ونگر و یورگن کلوپ تیمهای تماشایی ساختهاند؛ مورینیو، آنتونیو کونته (چلسی ۱۷-۲۰۱۶) و اکنون آرتتا مسیر متفاوتی را رفتهاند. سر الکس فرگوسن نیز بین این دو رویکرد قرار داشت، اما بیشتر بهخاطر بردن بازیها شناخته میشد تا سبک بازی.

اکنون چالش آرتتا آغاز میشود. او پس از طولانیترین فاصله قهرمانی در تاریخ باشگاه، سرانجام آرسنال را دوباره قهرمان کرده است. در ادامه، آرسنال کیفیت کافی دارد تا آرتتا بتواند در سالهای آینده سبک بازی تهاجمیتری هم بسازد. سؤال این است: تا چه حد؟ با برداشته شدن فشار از دوش تیم، آرتتا باید آرسنال را به تیمی سرگرمکنندهتر تبدیل کند و استعدادهای خلاقی مثل مارتین اودگارد، مایلز لوئیس اسکلی، بوکایو ساکا و کای هاورتس را بهتر به نمایش بگذارد.
هواداران آرسنال که با تیمهای بزرگ ونگر رشد کردهاند انتظار دارند تیمشان مسلطتر باشد و ترکیبی از قدرت و زیبایی ارائه دهد. اما حتی تیمهای بزرگ ونگر هم هرگز نتوانستند از عنوان قهرمانی خود دفاع کنند؛ و این چالشی دیگر برای نسل جدید آرسنال است. در عین حال، رقبا نیز در وضعیت ناپایداری هستند و این قهرمانی میتواند آغاز یک سلسله موفقیت باشد، نه فقط پایان یک فصل خوب.
با جدایی احتمالی گواردیولا از سیتی در پایان فصل، تغییرات در اتحاد باعث عقبنشینی سیتی خواهد شد و لیورپول، چلسی و منچستریونایتد نیز در دورههای گذار هستند. آرتتا، ۴۴ ساله، تقریباً شش سال برای کسب اولین قهرمانیاش صبر کرد، اما حالا میتواند اولین قهرمانی اروپایی آرسنال در لیگ قهرمانان را هم به دست آورد.
اکنون که لیگ برتر از آنِ آنهاست، دوران آرتتا رسماً آغاز شده است.
بیشتر بخوانید: پایان یک عصر؛ گواردیولا، سیتی و میراثی که هرگز فراموش نخواهد شد

