بزرگترین مصیبت و مشکل فوتبال ما در نابلدی مدیران است. آنها که بدون هیچ سابقه مدیریت و فوتبالی، در راس باشگاههای بزرگ و کوچک قرار گرفته و کمبود تجربه و توانمندی خود را پشت پرچم طرفداری و تعصب مخفی، و بدون در نظر گرفتن شان و جایگاه صندلی خود، گاه وارد سخیفترین شکل کریخوانیها شده و بیشترین آسیب را به مجموعه خود و البته فوتبال میزنند.
مدیران حال حاضر استقلال و پرسپولیس در این ویژگی وجه اشتراک داشته و کماکان از هر فرصتی برای بازی در نقش هوادار استفاده و به جای پرداختن به وظایف مدیریتی -که بابت آن حقوق کلانی میگیرند- مدام دنبال سوژه و بهانههایی هستند که به حریف پرداخته، برایش خط و نشان کشیده یا با گوشه و کنایه و شعار، برایش کری بخوانند!
کار به جایی رسیده که مدیران استقلال و پرسپولیس هر روز صبح با این امید از خواب بلند میشوند که در مجموعه رقیب، سوژه و بهانهای برای ظهور و بروز رسانهای پیدا کنند و از آنجا که اصلاً فوتبالی یا مدیر نیستند، گاه در انتخاب این سوژه مرزهای طنز را در مینوردند!
به همین آخرین نمونه از رویارویی دو باشگاه نگاه کنید؛ در حالی که شرایط لیگ بیست و پنجم نامشخص و به طور طبیعی مدیران عامل تمام تیمها به دنبال منافع و اعتبار باشگاه خود هستند، مدیران این دو باشگاه سرک به سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال کشیده و به دنبال انتخاب خود برای لیگ نخبگان آسیا و کری خوانی برای رقیب هستند!
البته که انتخاب نماینده ایران برای سطح اول و دوم فوتبال قاره بسیار مهم است، اما مسئله اینجاست که اولاً باید هر پاداش و جایگاهی در زمین فوتبال به دست آید نه در لابیهای پشت صحنه و در ثانی، این وظیفه مدیران استقلال و پرسپولیس نیست که نماینده ایران را انتخاب کنند! آنها خیلی هنر دارند، باید کار خودشان را انجام دهند.
امروز ابتدا تاجرنیا -که طاقت دوری از توییت را ندارد- خبر از صدور مجوز حرفهای برای باشگاه استقلال داد و بلافاصله این مجوز را دلیلی بر حق باشگاهش برای معرفی به آسیا دانست! سپس حدادی -که انگار باید هر روز در سایت رسمی باشگاهش ظهور و بروزی داشته باشد- خبر از صدور همین مجوز برای پرسپولیس را داد و بالطبع، تیمش را شایسته حضور در آسیا دانست! هر دو نیز این وسط کنایه هایی به رقیب زدند.
اینکه مدیران دو باشگاه باید دنبال منافع تیم خود و هوادارانشان باشند، وظیفه آنهاست اما مسئله اینجاست که این منافع، به معنی دخالت در کار دیگران نیست. آنها با این فرار به جلو میخواهند هواداران خود را مقابل فدراسیون و سازمان لیگ بگذارند، در حالی که قهرمان نیم فصل سپاهان بوده و مدافع عنوان قهرمانی تراکتور و چه بسا هیچکدام این تیم ها در صورت ادامه مسابقات، چنین عنوانی را کسب نکنند.
اما از همه اینها مهمتر، اصل خود قضیه است. وقتی ما مدعی فوتبال حرفهای هستیم و مدیران باشگاهها پول حرفهای بابت مدیریت میگیرند و با ارقام میلیون دلاری بازیکن و مربی استخدام میکنند، بدیهیترین شرط اولیه برای ادامه این شرایط داشتن مجوز حرفهای برای باشگاه است!
درست مثل اینکه شما باید ابتدا خانهای داشته باشید تا سپس برای در آن دنبال قفل رفته و به فکر خرید فرش و مبل و تلویزیون و پرده باشید. مدیران باشگاه استقلال و پرسپولیس طوری از گرفتن مجوز حرفهای ذوق زده شدهاند که انگار تیمشان را قهرمان جام جهانی کردهاند! یکی نیست بگوید بندگان خدا! شما خود را مدیر باشگاههای حرفهای فوتبال معرفی میکنید، یعنی باید این مجوز را میداشتید تا حضورتان رسمیت پیدا کند! پس الان به چه می نازید؟
چطور از بابت گرفتن چنین مجوز سادهای به خود افتخار کرده و در کارنامه مدیریتی، فتح الفتوح برای خود مینویسید؟ پس خجالت نکشیده و بابت گرفتن این مجوز، یک پاداش کلان هم برای خود و همکاران و مشاورانتان رد کنید!
در همین ارتباط بیشتر بخوانید: رونمایی از مجوز حرفهای استقلال با چاشنی کنایه به پرسپولیس

