انتشار فهرست بازیکنان تیم امید که قرار است به اردوی آنتالیا بروند، بار دیگر همه را متوجه کرد که فوتبال ایران چه گنجی از پتانسیلهای فردی و استعدادهای جوان دارد. خیلی از نامهای حاضر در این فهرست در لیگ برتر فیکس بازی میکنند و تعدادی از آنها سابقه پوشیدن پیراهن تیم ملی بزرگسالان را هم دارند.
اما در کنار این جنبه مثبت، نکات منفی و تاسف باری نیز وجود دارد. اولین ویژگی این فهرست که به چشم میخورد، حضور تعدادی لژیونر در آن است. بازیکنانی که سابقه پوشیدن پیراهن تیم ملی در سطوح پایه یا حتی بزرگسالان را داشته و به شکلی یا دارند و از آن جالبتر، بازیکنانی که به شکلی جالب با سرنوشت و آینده خود به عنوان یک بازیکن دیگر همبازی شدهاند. در این فهرست، امثال سعید سحرخیزان یا محمد امین حزباوی در واقع سرنوشت و آینده رضا غندی پور و محمد مهدی زارع هستند.
آنها که در عنفوان جوانی و بدون تجربه لازم در فوتبال و زندگی، به پشتوانه یک فصل یا نیم فصل درخشش در لیگ برتر فریب واسطهها و قرارداد دلاری و زندگی در خارج را خورده و با یک تصمیم اشتباه در پیشرفت خود وقفهای بزرگ انداختند. حزباوی به السد رفت و سحرخیزان به روسیه، هر دو قبل از ۲۰ سالگی اما سرخورده و با خطر پایان فوتبال، شانس آوردند که به هر ترفند که بود، توانستند خود را نجات داده و به کشور برگردند.
آنها با پیراهن تیمهای بزرگی مثل سپاهان یا استقلال دوباره احیا شده و اوج گرفتند، اما با وجود چنین مثالهای عینی، محمد مهدی زارع تابستان قبل همین اشتباه را مرتکب و میبینیم که حالا دیگر جایی در دایره تیم ملی ندارد. در واقع کسی به یاد نمیآورد آخرین بازی که از زارع دیده کی و کجا بود، در حالی که او میتوانست با پاسخ به پیشنهاد پرسپولیس یا استقلال یا سپاهان و تراکتور -که همه او را با رقم ۱۰۰ میلیارد به بالا می خواستند- الان یکی از بازیکنان اصلی تیم ملی در جام جهانی باشد. مثالها از اللهیار صیادمنش تا آرشا شکوری -که شک نکنید او نیز برمیگردد- بسیار فراوان است.
اما این به آن معنی نیست که صرف ماندن در فوتبال ایران، یعنی ادامه پیشرفت! رویای پیوستن به تیمهای بزرگی مثل استقلال و پرسپولیس هیچ جوانی را رها نمیکند، اما مهم اینجاست که شما روزی به این تیمهای بزرگ بیایید که در آنجا فیکس بازی کنید. در همین فهرست، کسانی از دو تیم استقلال و پرسپولیس دعوت شده اند که هنوز در لیگ برتر با پیراهن این دو تیم بازی نکرده اند.
مثل ابولفضل زلیخایی استقلال یا علیرضا همایی فر پرسپولیس که اتفاقا هم پست هستند. برخی دیگر، در معدود دفعاتی به عنوان یار جانشین به زمین رفته که اصلاً کمکی به پیشرفت نمیکند. یک مسابقه به اندازه ۱۰۰ جلسه تمرین در ساختن بازیکن موثر است و بازیکن جوان باید به جایی برود که بازی کند. پس گرفتن تصمیم اشتباه، تنها به معنی رفتن به خارج نیست، صرف بودن در فهرست یک تیم نیز از انسان، فوتبالیست نمیسازد.
وقتی به این جنبهها نگاه کنیم، این فهرست بیشتر از آنکه نمایانگر یک گنج بزرگ برای فوتبال ایران باشد، شبیه آینه عبرت است که ای کاش خود این بازیکنان و سایر جوانهایی که در لیگهای برتر آزادگان مشغول فوتبال هستند، از دیدن سرنوشت این اسامی و یادآوری کارنامه آنها درس بگیرند.
بیشتر بخوانید: معمای سردار و لانگ لیست؛ وقتی نوستراداموس زنده میشود!

