جایگاه سرمربی یک تیم، درست مثل جایگاه جام جهانی در فوتبال، قابل مقایسه با هیچکس و هیچچیز نیست. تمام میکروفنها و دوربینها روی نفر اول هر تیم زوم میشود و از این بابت، انتظارات از امیر قلعهنویی بیشتر از هر کس دیگر در کاروان اعزامی تیم ملی به جام جهانی ۲۰۲۶ آمریکا است.
همه میدانستیم که به محض رسیدن کاروان تیم ملی به محل استقرار خود برای جام جهانی، رسانههای مختلف -از دوست تا دشمن- سراغ امیر قلعهنویی خواهند رفت و از او پیرامون مسائل و مشکلات اخیر تیم ملی سوال میکنند. خود امیر به صرافت از جایگاهش مطلع و به همین دلیل همواره هر جا باشد، مشاوران رسانهای جدای از مدیر رسانه، همراه دارد.
درست به همین دلیل انتظار داشتیم او که به همراه دستیاران اصلی خود و البته همه بازیکنان مدنظرش اجازه حضور در تورنمنت را دارد، با لحنی محکمتر از منافع ملی دفاع کند. امیر قلعهنویی در تمام این ماهها و با وجودی که همه فوتبالیها مشکلات و موانع بر سر راه آمادهسازی و حضور تیم ملی را میدانستند، سکوت کرده و چیزی نمیگفت. تا اینکه در اردوی اخیر ترکیه لب باز کرد و گفت من هرچه برنامه داشتم، اجرایی نشد. اینها را نمیگویم تا بهانه بیاورم، میخواهم مردم مشکلات ما را بدانند.
حالا با همین نگاه به صحبتهای امیر قلعهنویی که ساعاتی قبل در گفتوگو با تلویزیون رسمی فیفا رسانهای شد، دقت کنید؛ آنجا که او نه از سر بهانه، بلکه از مشکلات بر سر راه ایران در مسیر جام جهانی میگوید تا دنیا ببیند و بداند که چه ظلمی در حق ایران شده و ما با چه شرایطی به جام رسیدیم، در حالی که سایر کشورها با تمام توان برای اقتدار تیمشان بسیج شدهاند.
براساس مسائل فنی، باید هفته قبل اینجا میبودیم. زیرا اختلاف ساعت ۱۲ ساعته نیاز به ۲ هفته تطبیقپذیری دارد. در این تورنمنتها جدا از مسائل فنی باید موارد اخلاقی و انسانی رعایت شود. درباره ما این مسائل رعایت نشد. هرچند ملت و کشور بزرگ ایران در دهههای گذشته به این رفتارها عادت کردهاند.
بخش اول این حرفها کاملا درست است. ساعت بیولوژیک بازیکنان -به خصوص وقتی با پروازی طولانی از قارهای به قاره دیگر میروند- باید با محیط جدید هماهنگ شود. اما سوال اینجاست که وقتی آمریکا به کشور ما حمله کرده و دوست و دشمن میدانستند قرار است از اول تا آخر این جام چه بر سر ما بیاورد، چرا خودمان به فکر حل مشکلمان نبودیم؟ از دشمن که نمیتوان گلایه کرد! دشمن، دشمن است و دشمنی میکند! از روز اول که ما پیشنهاد حضور در مکزیک را به فیفا دادیم، مشخص بود که قرار است این پروژه اجرایی شود. پس سوال اینجاست که چرا تیم ملی زودتر راهی مکزیک نشد؟ در این یک مورد نمیتوان یقه دشمن را گرفت!
بماند که در همین بخش امیر قلعهنویی از عزت مردم ایران حرف میزند که ای کاش به خاطر همین عزت، اینجا هم سکوت میکرد. مگر ما ایرانیها با سیلی صورتمان را سرخ نمیکنیم تا آبرویمان حفظ شود؟ مگر نمیگویی ما به این رفتارها عادت داریم؟ پس چه جای گلایه؟ چرا از موضع ضعف!؟ حالا به این بخش نگاه کنید:
صحبت من با ۴۷ مربی دیگر حاضر در جام جهانی این است: تیمی که قرار است ۸ روز دیگر در جام جهانی بازی کند، تا ۲ روز قبل بلاتکلیف بود. اگر تلاشهای فیفا نبود هم الان اینجا نبودیم. پس از اینکه تکلیف بازیکنان و کادرفنی مشخص شد، کادر مدیریتی، مدیر اجرایی و رسانه ما نمیتوانند در مسابقات باشند. از شما سوال میکنم این چه رفتاری است؟ امیدوارم این رفتار اصلاح شده و از این به بعد دیگر چنین رفتارهایی تکرار نشود.
واقعا زبان از تکرار این پاراگراف و منطق و کلام از تحلیل آن قاصر است! چطور میشود از فیفا تشکر کرد در حالی که حتی به وظیفه اصلی خود که حضور عادلانه همه تیمها در محل برگزاری مسابقات است عمل نکرده؟ تشکر میکنید اما بعد از آنها میخواهید و ابراز امیدواری میکنید که در ادوار بعدی این مشکلات برای هیچ تیمی تکرار نشود؟ اصلا جامهای جهانی بعدی به ما چه؟
مشهور است که ایرانیها همیشه حرف اصلی خود را بعد از «ولی» یا «اما» میزنند اما بقیه دنیا که این را نمیدانند! وقتی شما از فیفا بابت کار انجامنداده تشکر میکنید، دیگر گلایهتان چیست؟ ضمنا اینکه در آینده و جام جهانی بعد، فیفا این رفتار را با سایر تیمها تکرار بکند یا نکند به ما چه دخلی دارد؟ چه گرهی از مسئله الان ایران باز میکند؟ اصلا چرا باید به جای آنکه یقه اینفانتینو را بگیریم که به رختکن ما در کافا آمد و سپس در فروردین به ترکیه آمد و صندلی گذاشت و کنار زمین نشست و قول داد که ایران بدون هیچ مشکلی به جام جهانی میرود، اما در عمل سمت ترامپ غش کرد و به او جایزه صلح داد و مقابل تمام بیعدالتیها در حق ما سکوت کرد، باید از او تقدیر و تشکر کنیم؟ بابت دورویی و سرکار گذاشتن ما یا دم از رفاقت زدن با تاج؟
در قسمتی هم که قلعهنویی همکارانش در ۴۷ تیم دیگر حاضر در جام جهانی را خطاب قرار داده نیز میتوانست به مراتب محکمتر صحبت کند. او باید مطالبهگرانه از حق ایران دفاع میکرد. اصلا سایر تیمها هیچ، قلعهنویی که عکس یادگاری با سرمربیان بلژیک، مصر و نیوزیلند در قرعهکشی همین جام جهانی گرفت، میتوانست از سه تیم همگروه خود مطالبه کند که چرا سکوت کردهاند!
اصل و اساس ورزش در تمام رشته ها و در تمام طول تاریخ بر رقابت عادلانه استوار شده و بردن حریف دستوپابسته جای افتخار، مایه شرمساری است. اگرچه ما در کشور خود و در همین فوتبال، چندان اعتقادی به عدالت نداریم و جدول لیگی را ملاک قرار میدهیم که تعداد بازیهای تیمها یکسان نیست! اما برای مردم سایر نقاط جهان چنین نیست. قلعهنویی میتوانست با استفاده از همین نکته سرمربیان سه رقیب خود را خطاب قرار داده و از آنها درخواست کند که با هر وسیلهای که میتوانند، در جهت احقاق حق ایران برای برگزاری عادلانه رقابت کمک کنند اما شما از لابلای جملات قلعهنویی چنین چیزی استنباط کردید؟
لُب کلام، ختم کلام؛ حرفهای امیر قلعهنویی از موضع اقتدار و عزتمندانه -به عنوان نماینده یک ملت بزرگ و سربلند- نبود. لقب امیر قلعهنویی در فوتبال ایران ژنرال است و ژنرالها خیلی محکمتر حرف میزنند، حتی اگر در موضع ضعف باشند. این حرفهای امیر بیشتر با ادبیات و از جایگاه یک سرجوخه بود تا ژنرال و از آن مهمتر اینکه بیشتر از آنچه دفاع از منافع ملی به نظر برسد، انگار توضیحی برای احتمالات آینده در کارنامه شخصی افراد بود!
در همین ارتباط بخوانید: درخواست قلعهنویی از فیفا: تشکر اما ناراحتیم! / ۲ پیام مهم برای دنیا داریم

