کانادا با هدایت مربی آمریکایی، جسی مارش، وارد جام جهانی ۲۰۲۶ میشود، اما وضعیت و فرم تیم میزبان نگرانکننده است؛ هرچند یک گروه نسبتاً آسانتر و همچنین امتیاز میزبانی طولانیمدت در خانه میتواند در نهایت تعیینکننده باشد.
در برخی مقاطع، کانادا میتواند شبیه به میزبان فراموششده جام جهانی به نظر برسد. آنها نه میزبان «بهیادماندنیترین» جام جهانی تاریخ بودهاند و نه مسئول برگزاری یکی از پرحاشیهترین یا خاصترین دورهها.
کانادا برخلاف برخی کشورها، اقداماتی مانند دور کردن هواداران کشورهای دیگر، بازگرداندن داوران، بازداشت مهاجمان تیمهای رقیب در فرودگاه، یا حتی درگیریهای سیاسی و امنیتی با دیگر کشورهای شرکتکننده نداشته است. رویکرد سنتی این کشور شاید با فضای پرتنش و رسانهای امروز، بهویژه در کنار ایالات متحده، چندان همخوان نباشد.
در این رابطه بخوانید: رد ورود به آمریکا به دلیل ارتباطات مشکوک تروریستی
در شرایطی که دولت پرحاشیه و رسانهمحور ترامپ بخش زیادی از توجه جهانی را به خود جلب کرده، سایر میزبانها در حاشیه قرار میگیرند. برای کانادا که از سوی رئیسجمهور آمریکا بهعنوان «ایالت پنجاهویکم» توصیف شده، اولین بازی میتواند یادآوری مهمی باشد که این تورنمنت فقط متعلق به آمریکا نیست، بلکه کانادا نیز بخشی از آن است.
با این حال، حتی همین یادآوری هم ممکن است به اندازهای که انتظار میرفت پررنگ نباشد. برنامهای که میتوانست مثلاً شامل تقابل کانادا با ایتالیا باشد، بهدلیل صعود نکردن ایتالیا تغییر کرده و حالا بوسنی و هرزگوین در تورنتو مقابل کانادا قرار میگیرد. این تغییر اگرچه میتواند فرصت مناسبی ایجاد کند، اما در عین حال این احساس را تقویت میکند که فیفا در طراحی بازیها چندان به سود کانادا عمل نکرده است.
بر اساس برنامه مسابقات، هر یک از دو شهر ونکوور و تورنتو میزبان پنج دیدار مرحله گروهی خواهند بود. علاوه بر آن، دو مسابقه مرحله حذفی در نزدیکی سواحل اقیانوس آرام برگزار میشود و یک بازی نیز در حوالی دریاچه انتاریو انجام خواهد شد. حتی این احتمال وجود دارد که تیمهایی مانند انگلیس برای مرحله یکهشتم نهایی در تورنتو حاضر شوند یا آرژانتین در ونکوور در مرحله یکشانزدهم به میدان برود.
در صورتی که کانادا بتواند صدرنشین گروه B شود، این شانس را خواهد داشت که حتی تا مرحله یکچهارم نهایی پیش برود، پیش از آنکه مجبور به عبور از مرز و ادامه رقابتها در خاک ایالات متحده شود.

با این وجود، در مرحله گروهی، پرحاشیهترین و مهمترین دیدارها شامل بازی آلمان و ساحل عاج است. همچنین کرواسی و بلژیک تنها یک بار به میزبانی این کشورها سفر خواهند کرد. بسیاری از مسابقات دیگر ممکن است در سایه قرار بگیرند و توجه زیادی جلب نکنند. در همین حال، به نظر میرسد کانادا در اولویتبندیهای فیفا و فضای کلی فوتبال جهانی، تا حدی تحتالشعاع ایالات متحده قرار گرفته است. حتی جانی اینفانتینو، رئیس فیفا، در یکی از نشستهای رسمی با کلاه تیم آمریکا دیده شد که روی آن عدد ۴۵-۴۷ (اشاره به دورههای ریاستجمهوری ترامپ) نقش بسته بود.
اینفانتینو تاکنون با هیچ کالای مرتبط با نخستوزیر کانادا، مارک کارنی، دیده نشده است. در حالی که به نظر میرسد نخستوزیر کانادا، مانند بسیاری از رهبران لیبرال یا سوسیالدموکرات، کمتر مورد توجه او قرار دارد نسبت به رهبران اقتدارگرا یا بحثبرانگیز. در مقابل، کارنی بارها درباره نقش «قدرتهای متوسط» در نظام بینالملل صحبت کرده است؛ کشورهایی که میتوانند نوعی توازن در برابر قدرتهای بزرگ ایجاد کنند و بهعنوان نیرویی برای تعادل و عقلانیت عمل نمایند.
از نظر فوتبالی، میتوان گفت کانادا هنوز در حد یک «قدرت متوسط» هم تثبیت نشده است، هرچند ماههای پیش رو میتواند این وضعیت را تغییر دهد. گروهی شامل بوسنی، قطر و سوئیس این فرصت را در اختیار آنها قرار میدهد که حتی برای صدرنشینی نیز رقابت کنند و مسیر صعود هموار داشته باشند.
با این حال، تاکنون کانادا آماری نهچندان مطلوب دارد: آنها بیشترین تعداد بازی بدون کسب حتی یک امتیاز در تاریخ جام جهانی را در کنار السالوادور در اختیار دارند؛ مجموعاً شش مسابقه، شامل سه بازی در جام جهانی ۱۹۸۶ و سه بازی در ۲۰۲۶. در آن زمان، کانادا تیمی بسیار ضعیف محسوب میشد و حضورش تا حدی مدیون این بود که مکزیک بهعنوان میزبان بهطور خودکار به جام جهانی راه یافته بود.
در جام جهانی ۲۰۲۲، کانادا تیم بهتری نسبت به گذشته داشت، اما در گروهی بسیار دشوار قرار گرفت؛ گروهی شامل کرواسی و مراکش، که هر دو به نیمهنهایی رسیدند، و بلژیکی که در دوره قبل از مسابقات مقام سوم را کسب کرده بود. کانادا هر سه بازی را واگذار کرد، هرچند شکست سنگین تنها مقابل کرواسی رقم خورد؛ دیداری که با نتیجه ۴–۱ به پایان رسید، آن هم پس از اینکه کانادا با گل آلفونسو دیویس پیش افتاده بود.
آن شکست همچنین با حاشیهای از سوی سرمربی وقت، جان هردمن، همراه شد. او پس از شکست مقابل بلژیک اظهار کرده بود که تیمش قصد دارد «کرواسی را نابود کند»، جملهای که در نهایت به انگیزهای برای تیم کرواسی تبدیل شد و علیه کانادا عمل کرد.
چهار سال بعد، کانادا بار دیگر یک سرمربی صریح و پرحرف دارد، اما این بار او در حال دفاع از کشوری است که هدایتش را پذیرفته. جسی مارش که پیشتر دستیار تیم ملی آمریکا در جام جهانی ۲۰۱۰ بود و در آن زمان تیمش تا مرحله یکهشتم نهایی پیش رفت، میتوانست این بار هدایت کشور خودش را بر عهده بگیرد، اما در نهایت سکان تیم ملی کانادا را در دست گرفت.
او صراحتاً گفته بود: «اگر پیامی به رئیسجمهورمان داشته باشم، این است که از این ادبیات بیمعنی درباره تبدیل شدن کانادا به ایالت پنجاهویکم دست بردار.»

مارش از نظر رفتاری خارج از زمین تأثیر مثبتی بر تیم گذاشته است، اما در داخل زمین هنوز مشکلاتی وجود دارد. احتمالاً آلفونسو دیویس بهطور کامل آماده نخواهد بود و جاناتان دیوید نیز پس از یک فصل دشوار ابتدایی در یوونتوس نتوانسته در بهترین فرم خود ظاهر شود. از سوی دیگر، کانادا نیازی به عبور از مرحله انتخابی نداشت، اما در جام طلایی کونکاکاف نیز در مرحله یکچهارم نهایی حذف شد.
با وجود اینکه این تیم تحت هدایت مارش موفق شده آمریکا را شکست دهد (که برای هواداران یک نکته مثبت محسوب میشود) اما این دستاورد احتمالاً در سطح رقابتهای جهانی اهمیت چندانی نخواهد داشت. در مجموع، عملکرد اخیر تیم نیز امید چندانی ایجاد نمیکند.
کانادا در هشت مسابقه اخیر خود تنها دو پیروزی کسب کرده، هرچند تحت هدایت مارش در بسیاری از بازیها به تساوی رسیده است. با این حال، نرخ برد آنها در دوره مربیگری جان هردمن در مجموع بالاتر بوده است. با وجود این آمار، جام جهانی پیش رو، برخلاف دوره قبلی، میتواند فرصتی واقعی برای پیشروی کانادا فراهم کند.
در نهایت، این رقابت شاید فرصتی باشد برای میزبانهایی که در سایه همسایههای پر سر و صدا و همچنین خود فیفا قرار گرفتهاند تا نشان دهند چه ظرفیتهایی در اختیار دارند و واقعاً چه چیزی میتوانند به این تورنمنت اضافه کنند.
بیشتر بخوانید: وقتی سیاست از فوتبال جلو میزند؛ آیا فیفا کنترل جام جهانی را از دست داده است؟

