به اندازه کافی در همه این سالها از بزرگی علیرضا فغانی و تاثیر او بر رشد داوری گفتهاند و شنیدهاید. ما در خبرورزشی، از همان روز اول که توطئه حذف فغانی استارت خورد به این موضوع پرداختیم، اما چه فایده که در این فوتبال هیچ وقت زور کارشناسان و فوتبال دوستان و مصلحت آینده فوتبال، به مسئولان عزیز نمیرسد!
علیرضا فغانی را به بهانه سن و سال بالا از لیست بین المللی خط زدند. در کمال وقاحت رو به دوربینها و مردم دروغ گفتند که او شانسی برای جام جهانی ۲۰۲۲ قطر نداشته و به همین دلیل سرلیست داوران بین المللی را به شخصی دیگر دادند و یک جا برای یک جوان باز شد. علیرضا فغانی در همان جام جهانی قطر با پرچم استرالیا سوت زد و نشان به این نشان که حالا با گذشت ۴ سال از آن تاریخ، دوباره در جام جهانی حاضر است!
هر جای دیگر دنیا بود، مجسمه فغانی را میساختند. کسی که بدون داشتن هیچ امکاناتی، به قلههایی در داوری دنیا رسید که حتی برای داوران اروپایی هم غیر ممکن است. فقط به بخشی از کارنامه او نگاه کنید؛ قضاوت فینال بازیهای المپیک
فینال بازیهای آسیایی فینال جام ملتهای آسیا ردهبندی جام جهانی فوتبال
فینال جام کنفدراسیونها
فینال لیگ قهرمانان آسیا
و در نهایت فینال اولین دوره جام جهانی باشگاهها که سال قبل در آمریکا برگزار شد! هیچ داور دیگری چنین کارنامه این ندارد!
۴ دوره قضاوت در جام جهانی، دیگر افتخار کارنامه فغانی است که کمتر داوری در دنیا به آن رسیده و او مثل آب خوردن به آن رسید. حالا شخص او که هیچ نیازی به این تعریف و تمجیدها ندارد، به کنار؛ بیایید بررسی کنیم در تنها موردی که فدراسیون فوتبال به شعار جوانگرایی عمل و دنبال این روش را گرفت، کار به کجا رسید!
کسی که جانشین فغانی در سرلیست بینالمللی ما شد، حالا کجاست؟ در این سالها که دیگر فغانی مانعی برای رشد جوانها نبوده، کدام داور جوان به سطح لیگ برتر -حالا بینالمللی پیشکش! - معرفی شده است؟ در تمام این یک دهه بعد فغانی، فقط یک داور در ۲۸ سالگی چهره شد، امیر سامان سلطانی که با او کاری کردند که قید فوتبال که هیچ، زندگی در ایران را هم زد و به کانادا رفت! و آنها هم مثل استرالیایی ها جواهر شناس و او را روی هوا زدند و بردند.
برادر همسر فغانی باید چوب فامیل بودن با او را بخورد، اما چرا سایر جوانان میدان ندیدند؟ مگر نه اینکه قرار بود با کنار گذاشتن فغانی، آنها نفسی بکشند و سری بین سرها درآورند؟ رئیس وقت کمیته داوران و عضو هیئت رئیسه -یعنی خداداد افشاریان- تک تک این جملات را بارها در تریبونهای مختلف رسمی تکرار کرد. در تک تک برنامههای تلویزیونی حاضر و همه این شعارها را داد، اما عاقبت چه شد؟
فوتبالیها به یاد دارند تنها خروجی ریاست افشاریان بر کمیته داوران، قضاوت دادن به پسرش آقا پوریا بود! او که وقتی مشخص شد شناسنامهاش را دستکاری کرده، پدرش سینه سپر کرد و گفت همه شناسنامه خود را جوان میکنند! چه اشکالی دارد که پسر من هم بکند؟ اما با وجود میدان دادن به این استعداد جوان (!) او حالا کجاست؟ جوانانی که این فرصت از آنها دریغ شد تا آقازاده داور شود، حالا کجا هستند؟
داستان فغانی بهترین مثال برای حقیقت حاکم بر فوتبال ماست. نخبهها و استعدادهای درخشانی که روی پای خود ایستاده و وامدار کسی نمیشوند، به هر بهانه تار و مار و چنان عرصه را بر آنها تنگ میکنند که قید کار در کشور را زده و میروند. نور چشمیهایی که جانشین آنها میشوند، نیز هیچ استعدادی ندارند و به جایی نمیرسند.
ما سراغ فغانی -که به جرم پیری رانده شد- را داریم، او در قدم اول این جام جهانی دیدار فرانسه و سنگال را سوت خواهد زد. اما کسی میداند آقای افشاریان و آقا پسرش الان کجا هستند؟!
بیشتر بخوانید: علیرضا فغانی داور بازی بزرگ جام جهانی ۲۰۲۶ +عکس

