در کشور ما حتی اگر معدود اتفاقاتی هم به سیاست ربط نداشته باشد، افکار عمومیِ جامعهی سیاستزده باور نمیکنند و آن را به مناسباتِ پشت پرده ربط میدهند. تقصیر مردم هم نیست؛ در فوتبالی که از فدراسیون تا مربی ملی از «بالا» میگویند و جملگی مامورند و معذور، جامعه حق دارد فکر کند آنچه جلوی پرده است همهی ماجرا نیست.
در این جام جهانی هم نبُردنِ سردار آزمون استارت تحلیلهای درِگوشی بود و حذفِ محمدرضا احمدی از گزارش آپاراتاسپرت سوژهی آخر؛ البته تا اینلحظه.
در فرصت هر چهارسالهی جام جهانی، که حتی افراد بیگانه با فوتبال هم نمیتوانند از ویترینش به راحتی بگذرند و هرکس دوربینی کاشته و با اندازه و توانش برنامه میسازد، غیبت مجری-گزارشگری در سطح محمدرضا احمدی مشخص بود شایعهآفرین خواهد شد؛ حاشیهها در روز بازگشت از کانادا شروع شدند و با غیبت در قابهای تلویزیون به اوج رسیدند. احمدی که هیچ سهمی در برنامههای رنگارنگ شبکههای سیما نداشت، در این آخرینروزها اولینگامها در مسیر فردوسیپورشدن را برداشت، اما ساعاتی مانده به شروع پخش زنده آپاراتاسپرت بدون توضیح محو شد!
مسلما محمدرضا احمدیِ باتجربه میدانست رفتنش به یک پلتفرم با پیامدها یا حداقل مخالفتِ سازمان صداوسیما همراه میشود. به تجربه، تلویزیون مشکلی با ازدستدادنِ سرمایههایش ندارد اما بخشیدنشان به پلتفرمها (بخوانید رقبای پیشافتاده) برایش گران است، و نگران که همین اندکتماشاگرِ باقیمانده را به سبد سکوها بریزد؛ اتفاقی که در عرصههای سریال، تاکشو، موسیقی و… تجربه کرده و از دنیای سرگرمی فقط کمی فوتبال(!) برایش مانده است. پس معلوم بود که از همهی توان خود استفاده میکند تا جلوی این انتقال را بگیرد.
چندروز تبلیغ اسم و عکس محمدرضا احمدی به عنوان گزارشگر انگلیس - نروژ و اطلاعرسانی در رسانهها هم حتما به این امید بوده که احمدی مصمم است و پا پس نمیکشد.
پس آنچه شد، چه به زور تهدید بوده یا وعده تحبیب، با تبشیر بوده یا تنذیر، نقد بوده یا نسیه، به جایگاه محمدرضا احمدی لطمه وارد کرد. او در این لحظه نه فقط در تلویزیون نیست، که برای فضای مجازی و همکاری پلتفرمی هم چهرهای ناکام از خود به جا گذاشت که او را در فاصلهای بسیار عقبتر از عادل فردوسیپور، و حتی جواد خیابانی -ولو که موقت کوچ کرده باشد- قرار میدهد. چیزی مثل از اینجا رانده و از آنجا مانده!
در همین ارتباط: محمدرضا احمدی نتوانست از سد صداوسیما عبور کند!

