یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۱
۱ |
۲

گل گفتی آقای دادکان؛ آفرین آقای منصوریان/ پایان عصر برج‌های طلایی و پورشه‌های آن‌چنانی!

علیرضا منصوریان
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

فوتبال ایران این روزها درگیر تعطیلی و بحران است، اما اگر روزی از این وضعیت بیرون بیاید، باز هم بدون اصلاح بنیادین به روزهای خوب برنمی‌گردد.

در اوایل دهه ۹۰، فوتبال ایران وارد دوره‌ای شد که می‌توان آن را «عصر طلایی قراردادهای بادآورده» نامید؛ دورانی که سطح درآمد بازیکنان به‌طرز عجیبی جهش کرد و رقم قراردادها آن‌قدر بالا رفت که باشگاه‌ها دیگر توان پرداخت نقدی نداشتند. از همان‌جا بود که تسویه‌حساب‌های فوتبالی شکل تازه‌ای به خود گرفت؛ آپارتمان، خودروهای لوکس و هرچه دم دست بود، آرام‌آرام جای پول نقد را گرفت.

مربیان فوتبال ایران هم طبیعتاً از این خوانِ پررونق بی‌نصیب نماندند. بازار آن‌قدر داغ شد که باشگاه‌ها نه‌تنها از پرداخت تعهدات خود بازماندند، بلکه برای زنده نگه‌داشتن ساختار مالی‌شان، مدام چک‌های بی‌محل روی دست هم می‌گذاشتند. بدهی روی بدهی انباشته شد و خیلی از باشگاه‌ها با افتخارِ تمام، شمایل یک ورشکسته تمام‌عیار را به نمایش گذاشتند.

در همان سال‌ها، محمد دادکان، از پیشکسوتان و مدیران اسبق فدراسیون فوتبال، پیشنهادی داد که انگار زیادی جلوتر از زمان خودش بود؛ اینکه باشگاه‌ها زیر بار خواسته‌های نجومی بازیکنان و مربیان پرمدعا نروند. به زبان ساده‌تر، اگر کسی دنبال درآمد بیشتر است، برود جای دیگری پول دربیاورد؛ مثلاً خارج از کشور و از سهم درآمدهای دلاری.

البته چه کسی گوشش بدهکار این حرف‌ها بود؟ در فوتبال ایران، معمولاً وقتی حرف از منطق و انضباط مالی می‌شود، انگار کسی کنترل صدا را کم می‌کند. نتیجه هم روشن است: همان ادا و اطوارهای قدیمی هنوز هم خریدار دارد و عده‌ای همچنان با اعتمادبه‌نفس مثال‌زدنی، نبض بازار را در دست گرفته‌اند؛ بازاری که بیشتر شبیه حراجیِ بی‌قاعده است تا یک ساختار حرفه‌ای.

اگر به بخش صادرات فوتبال ایران نگاه کنیم، اوضاع از آنچه هست هم غم‌انگیزتر می‌شود. در حوزه بازیکن، تعداد لژیونرها آن‌قدر کم است که باید با ذره‌بین دنبالش بگردی. لیگ‌های اروپایی چندان روی خوشی به بازیکنان ایرانی نشان نمی‌دهند و مهدی طارمی، در سال‌های اخیر، تقریباً تنها استثنای قابل اتکای فوتبال ما در این زمینه بوده است. چند بازیکن هم در لیگ امارات حضور دارند، اما اگر آن‌ها را هم از معادله حذف کنیم، عملاً چیزی به نام لژیونر باقی نمی‌ماند.

علیرضا منصوریان

اوضاع مربیان اما از این هم بدتر است؛ باشگاه‌های خارجی اساساً چندان میلی به استفاده از مربیان ایرانی ندارند و برای آن‌ها، بیرون از فوتبال داخلی، بازار درست‌وحسابی‌ای وجود ندارد. در این میان می‌توان از علیرضا منصوریان نام برد که حضورش در لیگ عراق با کارنامه‌ای نسبتاً قابل‌قبول همراه بود. با اینکه شانس الطلبه برای قهرمانی در لیگ عراق زیاد نیست، اما منصوریان توانست دست‌کم بخشی از هواداران این تیم را با خود همراه کند؛ اتفاقی که در فوتبال ایران خودش یک دستاورد حساب می‌شود!

فوتبال ایران این روزها درگیر تعطیلی و بحران است، اما اگر روزی از این وضعیت بیرون بیاید، باز هم بدون اصلاح بنیادین به روزهای خوب برنمی‌گردد. در چنین شرایطی، صحبت از توسعه فوتبال بدون توجه به تولید بازیکن خلاق و صادرات واقعی، بیشتر شبیه شعار است تا برنامه. اگر قرار است این فوتبال سر و سامانی بگیرد، باید طوری اداره شود که باشگاه‌های خارجی واقعاً برای خرید بازیکنان ایرانی انگیزه داشته باشند؛ نه اینکه فقط از دور نگاهی بیندازند و رد شوند.

می‌دانیم کار سخت است و شرایط فعلی هم پیچیده‌تر از همیشه، اما دست‌کم منصوریان نشان داد حتی در لیگ عراق هم می‌شود کمی محبوبیت ساخت. او ثابت کرد مربی ایرانی هم می‌تواند در خارج از کشور درآمدزایی کند؛ فقط به شرطی که کمی از حجم ادعاهای بی‌پشتوانه کم شود و به همان اندازه، تلاش و پشتکار جدی‌تر گرفته شود. فوتبال ایران اگر قرار است جایی برسد، باید از همین نقطه شروع کند: کمتر حرف بزند، بیشتر کار کند.

بیشتر بخوانید: به جام جهانی برویم، به جام جهانی نرویم؛ کلا چه کنیم؟!

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها