خاطرات دهه ۶۰ در میانه یک جنگ تحمیلی سنگین، با فوتبال برای نسل ما به ثمر رسید. آن هم فوتبالی که بیشتر با بچههای محل و گلکوچکهای معروفش جان میگرفت. اگر در خانه یکی از بچههای محل، دو دروازه آهنی با تور (همینقدر بدانید که هر دروازهای تور نداشت) همراه توپ پلاستیکی دو لایه موجود بود، او یکی از لاکچریهای بی تکرار محله بود. و آنگاه زیر آفتاب سوزان تابستان یا حتی در سرمای استخوانسوز زمستان، فوتبال گلکوچک در کوچه ما که شانهای خاکی هم داشت، خواب را از چشم همسایگان میربود.
یکی از مزایای فوتبال محلهای اما منهای کشف استعدادها، صمیمیتی بود که میان بچهها ایجاد میشد و بعدها اگر هر کدام از آن چهرهها وارد فوتبال باشگاهی میشدند، همان رفاقت ناب را به تیمهای خود انتقال میدادند. در تاریخ فوتبال جهان هم تیمهایی به نتایج شگفتانگیز چنگ انداختهاند که آن صمیمت و رفاقت در وجود تکتک بازیکنانش زبانه میکشید. ما در دهه ۶۰ چنین تیمی را در جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک دیدیم؛ آرژانتین و یاران مارادونا؛ تیمی که در تاریخ هرگز و هرگز تکرار نشد. و البته تیم ملی ایران در بازیهای آسیایی ۱۹۹۰ پکن را هم داشتیم. همان تیمی که کاپیتان سیروس قایقران و سایر یارانش، آن را پس از سالها تلاش به قهرمانی رساندند. چه تیمی یکدست و خوبی بود؛ یادش بخیر...

در روزهایی که خبرهای خوشی از نبردهای دفاعی میشنویم و بیتردید شورای عالی امنیت ملی با تدبیر همیشگی درباره حضور تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ تصمیم خواهد گرفت، ذکر یک نکته ضروری است. اگر قرار بر اعزام تیم ملی به آمریکا باشد، یادمان نرود قصد ما از حضور در جام جهانی فقط انجام چند بازی به قصد برد یا باخت نیست. تیمی که فرصت چندانی برای انجام بازیهای تدارکاتی ندارد و بیتردید مشکلات زیادی بر سر راه خود میبیند، نخست باید یکدست و رفیق باشد.
ما به آمریکا نمیرویم که فقط فوتبال بازی کنیم؛ ما میرویم تا دوباره همان روحیه «بچههای محله» را در کالبد این تیم بدمیم. رفتن به خاک آمریکا در این شرایط حساس، یعنی رساندن صدای ملتی که حتی زیر سختترین فشارها، عشق به وطن را رها نکردند. تیم ملی ما در جام جهانی پیش رو، باید شبیه به همان تیم پکن ۹۰ باشد؛ تیمی که برای هم میدویدند و برای هم جان میدادند. شبیه همان تیم یکدست و خوبی که در جام جهانی مقابل آرژانتین ایستاد و بعدها رودرروی پرتغال، اسپانیا و مراکش، نفس همه این حریفان را گرفت.
یادمان نمیرود که کار ما در جام جهانی با وجود گروه بسیار خوبی که نصیبمان شده، سخت است؛ اما فراموش هم نمیکنیم که فوتبال ایران درست در دل همین سختیهاست که تبدیل به یک نیروی معجزهآسا میشود. ما متخصص کارهای نشدنی در روزهای دشواریم. اگر قرار به شرکت در این آوردگاه باشد، شک نکنید همین تیم که وارث نانِ خشک و سفرههای ساده دهه ۶۰ و غیرتِ کوچههای خاکی است، میتواند در آمریکا تمام نگاهها را به سوی خود معطوف کند.
بیشتر بخوانید: لعنت به آنها که تو را نبخشیدند/ وقتی آسمان کالیفرنیا هنوز بوی خون میدهد!


