در روزهایی که تیم ملی ایران پشت درهای بسته مقابل مالی به میدان میرود و قرار است پیش از جام جهانی نیز با تیمی مانند گرنادا بازی کند، عراق موفق شده برابر اسپانیا صفآرایی کند و با تساوی ارزشمند یک بر یک زمین را ترک کند.
البته اینجا اصلاً بحث نتیجه نیست. هیچ عقل سلیمی انتظار ندارد عراق اسپانیا را شکست بدهد یا ایران مقابل قدرتهای بزرگ فوتبال جهان به راحتی پیروز شود. فلسفه بازیهای تدارکاتی اساساً چیز دیگری است. این مسابقات قرار است بازیکنان را در معرض بالاترین سطح فوتبال قرار دهند؛ جایی که سرعت بازی، کیفیت تصمیمگیری و فشار روانی شباهت بیشتری به جام جهانی داشته باشد.
سؤال ساده است؛ تیم ملی ایران از تقابل با گامبیا، گرنادا و حتی مالی چه چیزی میآموزد که چند ماه بعد در جام جهانی به کارش بیاید؟
قرار است ایران در آمریکا برابر تیمهایی قرار بگیرد که از نظر فنی، تاکتیکی و ذهنی چند پله بالاتر از حریفان تدارکاتی امروز ما قرار دارند. آیا میتوان با چنین برنامهای برای رویارویی با آن سطح از فوتبال آماده شد؟
مشکل اینجاست که این اتفاق دیگر یک مورد استثنایی یا حاصل بدشانسی ناشی از شرایط ویژه این روزگار نیست. سالهاست تیم ملی ایران در انتخاب حریفان تدارکاتی مناسب ناکام مانده و تقریباً همه نسلهای ملیپوشان با همین گلایه راهی تورنمنتهای بزرگ شدهاند. انگار در فوتبال ایران همه چیز تغییر میکند، جز همین مشکل قدیمی.
جام جهانی محل آزمون و خطا نیست. جایی است که باید حاصل چند سال برنامهریزی، آیندهنگری و مدیریت حرفهای را مشاهده کرد. به همین دلیل وقتی عراق مقابل اسپانیا قرار میگیرد و ایران به بازی با گرنادا دل خوش میکند، انتقادها صرفاً متوجه یک مسابقه دوستانه نیست؛ بلکه متوجه نوع نگرش و برنامهریزی فوتبال ایران است.
حالا این واقعیت را کنار فهرست پرحرفوحدیث تیم ملی، میانگین سنی نگرانکننده بازیکنان و انتقادهای گسترده از روند آمادهسازی قرار دهید؛ آن وقت شاید بتوان با نگرانی بیشتری به روزهای منتهی به جام جهانی نگاه کرد.
بیشتر بخوانید: هذیانگویی علیه کیروش؛ شکست سنگین مقابل انگلیس چماق شد!

